Monday, March 18, 2002
اولا که یادم نیست کجا شنیدم ولی فکر کنم که دو سه سال پیش بود در یک مصاحبه از سیدابراهیم نبوی (خوب شد سیدِ وگرنه با اون یکی که تو مجلسِ اشتباه میشد) پرسیدن که "شما چطور اینهمه مطالب طنز مینویسید؟" سید هم جواب میده (البته تقریبا) "من مدتی که در فرانسه بودم هیچی نتونستم بنویسم از بس که همه چیز درست بود همه جا تمیز همه اتوبوسها به موقع میامدند و میرفتند همه خوش اخلاق و تمیز اما به محض اینکه برگشتم ایران کلی سوژه پیدا کردم" بقیش هم از من که از بس اینجا خودش کمدیِ آخه کجای دنیا چراغ ترمز رو رو چراغ دنده عقب میزارن هر دفعه ماشین ترمز میکنه انگار دنده عقب میاد! خوب سید حق داره اینهمه جک بگه! فقط سید خوب چشماش بازه و میبینه اما ما براحتی از بغلش رد میشیم
دوم نمیدونم که میدونین جهان سوم بیشترین کشته شده در تصادفات رو داره؟ جدیدا دیه در ایران از هشت ملیون به پانزده ملیون افزایش پیدا کرده است؟ امشب من میگفتم اگر دیه بشه 1000ملیون بازهم همین آش و همین کاسه است چرا؟ چون در ایران ما به شدت به آموزش ِفرهنگ نیازمندیم بله آموزشِ فرهنگ فقر فرهنگی بدترین دردیست که ایران در حال حاضر از آن رنج میبرد اگر در تهران زندگی میکنید جاییکه مهاجرین از نقاط مختلف به این شهرِ در حال انقجار می آیند میبینید که فرهنگ اصلا وجود ندارد! من از بسیاری از شهرستانیها شنیده ام که " ما از خودمان فرار کردیم"
سوم اینکه گچکاری که در خانه ما کار میکند همسایه برادرش در رفسنجان (گچکاره قزوینیه!) باغبونه باغهای پسته جناب مستطاب هاشمی رفسنجانیِ!( آخه اینم شد خبر! ) دیگه اینکه گچکاره تو خونه یکی نزدیکای خونه ما کار میکرده که حدود نصف بازار مال اونه!(خوش بحالش!) چند تا معدن و کارخونه هم داره و محرم تو حسینیه آذربایجانیها دو ملیونی خرج میده (همه کارگراش میان ) خدا خیرش دهاد!
بعد اینکه خدا گرفتار بنایی (ساخت و ساز نه حامد بنایی! )تون نکنه که با بد صنفی مواجه میشید در صورت همدردی Comment بزارین

دوم نمیدونم که میدونین جهان سوم بیشترین کشته شده در تصادفات رو داره؟ جدیدا دیه در ایران از هشت ملیون به پانزده ملیون افزایش پیدا کرده است؟ امشب من میگفتم اگر دیه بشه 1000ملیون بازهم همین آش و همین کاسه است چرا؟ چون در ایران ما به شدت به آموزش ِفرهنگ نیازمندیم بله آموزشِ فرهنگ فقر فرهنگی بدترین دردیست که ایران در حال حاضر از آن رنج میبرد اگر در تهران زندگی میکنید جاییکه مهاجرین از نقاط مختلف به این شهرِ در حال انقجار می آیند میبینید که فرهنگ اصلا وجود ندارد! من از بسیاری از شهرستانیها شنیده ام که " ما از خودمان فرار کردیم"
سوم اینکه گچکاری که در خانه ما کار میکند همسایه برادرش در رفسنجان (گچکاره قزوینیه!) باغبونه باغهای پسته جناب مستطاب هاشمی رفسنجانیِ!( آخه اینم شد خبر! ) دیگه اینکه گچکاره تو خونه یکی نزدیکای خونه ما کار میکرده که حدود نصف بازار مال اونه!(خوش بحالش!) چند تا معدن و کارخونه هم داره و محرم تو حسینیه آذربایجانیها دو ملیونی خرج میده (همه کارگراش میان ) خدا خیرش دهاد!
بعد اینکه خدا گرفتار بنایی (ساخت و ساز نه حامد بنایی! )تون نکنه که با بد صنفی مواجه میشید در صورت همدردی Comment بزارین