Thursday, March 14, 2002

دارم فکر میکنم که بعد چند وقت یکی دبگر از نمونه های دورویی ذاتی!!! ایرانیها رو پیدا کردم اما دارم فکر میکنم که یادم بیاد!!! این دیگه از اون حرفهاست! حالا تا یادم بیاد اول پیشنهاد حسین درخشان در مورد بازی با بچه آمریکاییها ممکن نیست مگر اینکه ما هم 56کیلو به اینترنت وصل بشیم یا دی.اس.ال داشته باشیم که نداریم
دوم بالاخره این فلشهای موجود در وبلاگ مهدی دارنده حس غریب رفت از صفحه بیرون بالاپایین کردن صفحه راحت شد نفهمیدم مادر مرحوم قاسمی براش چه اتفاقی افتاده ! مهدی جان یک ذره اینجاهای مهم بیا ارتفاع کم کن...منم بفهمم «انگار اینارو میخونه!»م
حالا که اون مثال ئورویی یادم نیومد بزارین مثال راست نگویی رو بگم : فکر کنم صمد بهرنگ گقته که دروغ گفتن گناه است اما نگفتن حقیقت مباح....حالا حکایت این ما ایرانیها هم همینه مثلا تعمیرکار میاری میگی چقدر کارش طول میکشه«برای اطلاع آنهایی که تو فکر نوع تعمیر کاره موندن فرضا شوفاژ» میگه 2 روز بعد میبینی آقا 1هفته سر کارت گذاشته چرا؟ چون داره وسط کارت یک کاره
دیگه هم انجام میده! تو دلت میگی آخه میمردی میگفتی یه کار دیگه الانه دست دارم! که منم بهت بگم پس میرم سراغ یکی دیگه اگر نشد میام سراغ خودت! این در مورد کل بناها و نقاشها و همه درسته
ای بابا یادم نمیاد تا بعد!

Comments: Post a Comment



<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?