Wednesday, March 06, 2002
عجب اوضاع روزگاریه! بااین تفاصیل که من دارم از زبان بقیه میشنوم به ابن نتیجه رسیدم که ای کمانگیر بابا ریاکار ای
دورو! از خودت شرم نمیکنی کی میخوای به خودت بیای! به خودت بیا دِ! تا کی ریا! شرم کن! بریز بیرون هرچی تو اون وامونده مونده
آخه مگه بقیه چشونه؟دِ بریز بیرون !«اشتباه نشه!محتویات دل رو میگه»
آقا آخه بقول اون بابا تو سریال کیف انگلیسی که میگفت مردم ایران تا یه ماجرا «بو» نده و تا یه ماجرا جنجالی نباشه روزنومه نمیخرن
حالا نقل این وبلاگ هم شده همین. عزیزان من خب میخوان مردم از چی براتون بگن؟ از اسرار حرم سرای ناصرالدین پرده بردارن؟
چه کنن؟ چی بگن شما خوشت بیاد بابام خب هرچی به اون کله میرسه میگن حالا این خود سانسوری کجاشه الله اعلم!؟
تصور کنین زن منسجم بخواد خود سانسوری نکنه عجب کنتوری میندازه اون موقع! احتمالا کنتور میسوزونه! یا بهش میگن پول
بابتش بده که خیلی خرج ورداشته! به هر حال همگی لطف کنن بگن کحاهاشونو سانسور کردن که ما بفهمیم این خودسانسوری
در چه نهفته است
ای که میسانسوری وبلاگ خویش...................از چه میسانسوری وبلاگ خویش
گر همه در حیرتندو انگشتان بر دهن...............باز تو میسانسوری افکار خویش
بر نبشتن از همه افکار خود جهدی بکن...........ورنه گویند تو میسانسوری افکار خویش
گر یکی کوچک ولی سری بماند از زندگی.......آنقدر گویند اندر نهان کرده ای اسرار خویش «این دیگه قصار بود تابلوِ»
رسم ما ایرانیان نوین نیست پنهان و نهان.........بر لبِ جوی خیابان جار زن اسرار خویش
ای دیگه این غزل مغزل را برای رعایت ادب پارسی و در امن ماندن از آماج استادان ادب کهن پارسی که زنده زنده در حال
لرزیدن در جایگه خویشنتند و همی غصه این ارگ سترگ کهن را بر دوش خویش اینسو آنسو برده و حراج میکنند سرودم

دورو! از خودت شرم نمیکنی کی میخوای به خودت بیای! به خودت بیا دِ! تا کی ریا! شرم کن! بریز بیرون هرچی تو اون وامونده مونده
آخه مگه بقیه چشونه؟دِ بریز بیرون !«اشتباه نشه!محتویات دل رو میگه»
آقا آخه بقول اون بابا تو سریال کیف انگلیسی که میگفت مردم ایران تا یه ماجرا «بو» نده و تا یه ماجرا جنجالی نباشه روزنومه نمیخرن
حالا نقل این وبلاگ هم شده همین. عزیزان من خب میخوان مردم از چی براتون بگن؟ از اسرار حرم سرای ناصرالدین پرده بردارن؟
چه کنن؟ چی بگن شما خوشت بیاد بابام خب هرچی به اون کله میرسه میگن حالا این خود سانسوری کجاشه الله اعلم!؟
تصور کنین زن منسجم بخواد خود سانسوری نکنه عجب کنتوری میندازه اون موقع! احتمالا کنتور میسوزونه! یا بهش میگن پول
بابتش بده که خیلی خرج ورداشته! به هر حال همگی لطف کنن بگن کحاهاشونو سانسور کردن که ما بفهمیم این خودسانسوری
در چه نهفته است
ای که میسانسوری وبلاگ خویش...................از چه میسانسوری وبلاگ خویش
گر همه در حیرتندو انگشتان بر دهن...............باز تو میسانسوری افکار خویش
بر نبشتن از همه افکار خود جهدی بکن...........ورنه گویند تو میسانسوری افکار خویش
گر یکی کوچک ولی سری بماند از زندگی.......آنقدر گویند اندر نهان کرده ای اسرار خویش «این دیگه قصار بود تابلوِ»
رسم ما ایرانیان نوین نیست پنهان و نهان.........بر لبِ جوی خیابان جار زن اسرار خویش
ای دیگه این غزل مغزل را برای رعایت ادب پارسی و در امن ماندن از آماج استادان ادب کهن پارسی که زنده زنده در حال
لرزیدن در جایگه خویشنتند و همی غصه این ارگ سترگ کهن را بر دوش خویش اینسو آنسو برده و حراج میکنند سرودم