Wednesday, March 20, 2002

اولا نیکمردی در مطلب قبلی یه پیام گذاشته که بخونین
دوم اینکه تو اون ماجرای راننده اتوبوس (همون پایینی) داشت ماجرا رو که تعریف میکرد تو ایستگاه دو تا دختر اومدن دمه در اتوبوس که باقی پولشونو بگیرن اونی که دمه در منتظر ایستاده بود نمیدونم تو اتوبوس و تو دست اندازها آرایش کرده بود مثلا اومده بود ماتیک بزنه کلی دستش خط خورده بود و چندجاش از مرز دور لبش رنگ زده بود بیرون کلی هم احساس خوشگلی میکرد!(محض توجه ندای منسجم حرص بخور!)

Comments: Post a Comment



<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?