Friday, April 05, 2002

اولا که بعضی ها دیگه مونده قربونه خودشون هم برن و واسه خودشون یه چایی هم بیارن! و دو تا پرتقال بزورهم که شده پوست بکنن ...البته به خوشون مربوطه و مارو سنننه! اما خب یه کًمکی خنده داره.
دوم تذکره:
آن سید اهل امل وان سید دور از عمل وی منتخب به برج حمل وان زاده ریگ و رمل همان سید و پیر دیار پکاجک سید محمد پیرپکاجکی به روزی منتخب ما شد.... ! این سید محمد پیرپکاجکی اسم تازه سید محمد خاتمی که مردم روش گذاشتن از بس که خالی بست!
سوم در ادامه بحث قانون قروشی بحث چی میاد؟ بحث "پاکتها کجا میروند؟" یه سند میبری اداره ثبت که چی بشه؟ ثبت بشه ثبت! اما چی میخواد؟ هیچی نمیخواد فقط شما به لیست فیمتها توجه کن عزیزم بنا به سند شما ما رو بساز دیگه ! آخه تو که داری خونه فلان قد تومن میسازی نمی خوای یکم به ما برسونی؟ ای بابا ناخن خشکی میفرمایید؟ خلاصه کلام این آقایون و خانمهای ثبتی میخوان با شما شریک شن! (اینها حرفهای یه بساز بفروش بود که امروز شنیدم) بقیشم بعدا از بس که ما خوبیم این مملکتم اینه

Comments: Post a Comment



<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?