Friday, May 17, 2002
تو این میدون تجریش که راه میرم کلی قیافه های عجیب غریب میبینم یکی نیست بگه ]انومهای عزیز این رنگ و روغن ها رو واسه چی مصرف میکنید؟ اگه محض مصرف و روغن کاریه! که برین خب 2 تا نقاشی بگشین اینقدر هم منابع دلاری رو واسه لوازم آرایشی نفرستین بیرون اگر جهت زیبایی بکار میبرید که آخه 90٪ واقعا بجای زیبایی وحشتناک میشن! وقتی میگم وحشتناک کم گفتم یه قیافه هایی میبینی که نمیدونی از کدوم ورشون رد شی که یه موقع بلایی سرت نیارن! آخه ما مردم اینقدر گناهکاریم که باید قیافه های اینها رو در روز ببینیم بعد هم تو روزنامه و تلوزیون این چرندیات و بخونیم و بشنویم بعدهم که میایم تو وبلاگ کده ! اون مزخرفات رو بخونیم! دیگه این قیافه های وحشتناک اوج بدبختی همه اونور آب یه چیزی میبینن دلشون وا میشه ما اینجا زهره ترک میشیم! حافظ کجایی که اون ممه رو گربه برد!
دیروز داشتم میرفتم که رسیدم یه جایی از پیاده رو که بوی عجیبی به دماغم خورد و بعد هم یکی از همین وحشتناکها رو دیدم که عجب سر و وضعی درست کرده بود که ناگهان حال تهوعی بهم دست داد نزدیک بود خلاصه یکی رو اونجا به گند بکشم!

دیروز داشتم میرفتم که رسیدم یه جایی از پیاده رو که بوی عجیبی به دماغم خورد و بعد هم یکی از همین وحشتناکها رو دیدم که عجب سر و وضعی درست کرده بود که ناگهان حال تهوعی بهم دست داد نزدیک بود خلاصه یکی رو اونجا به گند بکشم!