Saturday, October 12, 2002
يکي از بچه ها بهم گفت پس چرا هيچي تو وبلاگت نمينويسي از بعد داستان افغاني که پولشو خوردن افسرده شدي؟! البته به شوخي! گفتم نه بابا وقت نشده بايد پروژه ام رو تحويل ميدادم واسه همين چند وقتي سرم شلوغ بود.
حالا که دوباره اومدم ديدم بد نيست يه طرح نو درس کنم که دلم بياد توش يه چيزي بنويسم.

حالا که دوباره اومدم ديدم بد نيست يه طرح نو درس کنم که دلم بياد توش يه چيزي بنويسم.