Tuesday, December 03, 2002
يه نکته خيلي جالب اينه که ما در ايران و ايرانيهاي در خارج کلي ادعاي آزادي و حقوق بشر داريم اما بعد به خودمون که ميرسه از هر راهي استفاده ميکنيم تا صداي مخالق به سرعت و دقت هر چه تمام تر خفه بشه .نمونش اين سايت هست که در سيستم نظر خواهيش جديداً بازدارندگي رو اضافه کرده.يعني "هرکي رو که دلم نميخواد نميتونه بنويسه!". بعد همين افراد هستن که با حرارتي بيشتر از خود آش در حالي که همگي از ايران رفتن بيرون(اگر!) داد و بيداد ميکنن و در عزاي ايران گريه ميکنن يکي نيست بگه شماها اگه خيلي به فکر مملکتتون بودين ازش فرار نميکردين! تا ميان ايران کلي نظر پراکني و کلي ارائه راهکار ميکنن.يکي نيست بگه بابا بيشين!
من کسايي رو ميشناسم که از خارج ميان نظر زيادي نميدن چون ميدونن که اگه ميخواستن نظر بدن ميموندن و همينجا نظر ميدادن!
بله اين مورد که نظر بي نظر خيلي ديکتاتوري و تک صدايي و از اين حرفا بنظر مياد اما حقيقته تو اگه اونجا نشستي و و واقعاً در فکر اصلاحي براي ايراني ايده بيار از اون ور نه اينکه بياي فحش بدي و قرقر کني و اخ و تف و اه و اووه!
من کاملاً موافق تحصيل در خارح از کشور هستم چرا؟ چون کسي که ميره اونجا و مياد 20 سال از اينجا جلو ميوفته البته اگه نره انگليس يا آدم باهوشي نباشه.
حالاآقايون و خانمها صبح تا شب نشستن و تو سر و کله همديگه ميزنن حتي تو اين دنياي مجازي! بابا ما ايرانيها درگيريم!
ارزشها و صد ارزشها داره با سرعتي بيشتر از گذشته جاشون رو عوض ميکنن. آقايون اومدن به زور دين رو تصويرش رو تو ذهن مردم عوض کردن تا ديروز کسي اگه روزه بود واسه خودش بود و مردم هم ميگفتن اجرت با خدا حالا تو اين زمونه بايد جواب پس بدي که چرا تو عقيدهات اينه؟ چرا از اين راه که برات خط کشي کردن نميري. فرض کنين در قديم خانمي سفرهي مثلاً حضرت ابولفضل تو خونش انداخته بود(ميخوام ببينين تا کجا رسوخ دادن) زياد سخت نميگرفت که فلان کسک که دخترش فلان جوره نياد يا بياد.ميگفت همه بيان بلکه يه مرادي بگيرن يه فرجي براشون بشه در واقع به اصل موضوع معتقد بودن. حالا تو اين زمونه اونجور که من ميگم ايد بياين خونم اونطور که من ميگم اونقد که من ميگم ديندار بودي بيا وگرنه ريختت مايه کفاره ميشه!
حالا که کار رو رسوندن به اينجا ميان ميشينن تو تلويزيون ميگن :"بذارين هرکي هرطوري هست بياد و ..."
اي بابا!

من کسايي رو ميشناسم که از خارج ميان نظر زيادي نميدن چون ميدونن که اگه ميخواستن نظر بدن ميموندن و همينجا نظر ميدادن!
بله اين مورد که نظر بي نظر خيلي ديکتاتوري و تک صدايي و از اين حرفا بنظر مياد اما حقيقته تو اگه اونجا نشستي و و واقعاً در فکر اصلاحي براي ايراني ايده بيار از اون ور نه اينکه بياي فحش بدي و قرقر کني و اخ و تف و اه و اووه!
من کاملاً موافق تحصيل در خارح از کشور هستم چرا؟ چون کسي که ميره اونجا و مياد 20 سال از اينجا جلو ميوفته البته اگه نره انگليس يا آدم باهوشي نباشه.
حالاآقايون و خانمها صبح تا شب نشستن و تو سر و کله همديگه ميزنن حتي تو اين دنياي مجازي! بابا ما ايرانيها درگيريم!
ارزشها و صد ارزشها داره با سرعتي بيشتر از گذشته جاشون رو عوض ميکنن. آقايون اومدن به زور دين رو تصويرش رو تو ذهن مردم عوض کردن تا ديروز کسي اگه روزه بود واسه خودش بود و مردم هم ميگفتن اجرت با خدا حالا تو اين زمونه بايد جواب پس بدي که چرا تو عقيدهات اينه؟ چرا از اين راه که برات خط کشي کردن نميري. فرض کنين در قديم خانمي سفرهي مثلاً حضرت ابولفضل تو خونش انداخته بود(ميخوام ببينين تا کجا رسوخ دادن) زياد سخت نميگرفت که فلان کسک که دخترش فلان جوره نياد يا بياد.ميگفت همه بيان بلکه يه مرادي بگيرن يه فرجي براشون بشه در واقع به اصل موضوع معتقد بودن. حالا تو اين زمونه اونجور که من ميگم ايد بياين خونم اونطور که من ميگم اونقد که من ميگم ديندار بودي بيا وگرنه ريختت مايه کفاره ميشه!
حالا که کار رو رسوندن به اينجا ميان ميشينن تو تلويزيون ميگن :"بذارين هرکي هرطوري هست بياد و ..."
اي بابا!