Friday, January 10, 2003

يه دفعه اينجا در مورد اينکه از چي بدم مياد نوشتم اما از چي خوشم مياد ننوشتم.
هميشه زمستون که ميشه من منتظر برف هستم مثل بچه‌هاي کوچيک که شبهايي که آسمون گرفته فردا صبح اولين کاري که ميکنن اينه
که به بيرون يه نگاهي ميکنن.يکي از چيزهايي که من خيلي زياد دوست دارم برف و زندگي تو مناطق برفي...شبهايي که برف مياد و روزهايي که از
توي کلي برف بايد بري و بياي.راه رفتن تو برفها لذتي براي من داره که کمتر چيزي رو ميتونم باهاش مقايسه کنم.
من توي يه سرزمين سردسير متولد شدم و چندسال اول کودکي رو اونجا گذروندم و اينطور شده که اينقدر از برف خوشم مياد.
هي....ياد اون دوران بخير جوون!

Comments: Post a Comment



<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?