Tuesday, January 14, 2003

چندروزي بود که اصلاً سر حال نبودم. حال گرفته ،حوصله حرف زدن هم نداشتم. دوست عزيزي گفت "چقدر سخت مي‌گيري!" گفتم "چي رو سخت مي‌گيرم؟" گفت "زندگي رو"...گذشت شب بود خوابيدم ...فرداش،شبش که داشتم بر ميگشتم خونه تو اتوبوس خيلي سعي کردم که خوشحال باشم و سخت نگيرم به خودم ميگفتم که بابا دوروز زندگي ارزش نداره خوش باش و به قول رئيس‌اينا :"برو از زندگيت لذت ببر!". اما وقتي مثلاً چشمت ميخوره به يه روزنامه يا تو خيابون که راه ميري و انواع صحنه‌هاي باور نکردني رو مي‌بيني شما رو نميدونم اما من که صبرم لبريز شده!
آخه اين خبر رو تو همشهري پريروز بخونين!"گوش کردن به موسيقي چه مجاز يا غير مجاز در ماشين ممنوع است!" اين قانون من در اوردي رو تو شيراز اجرا ميکنن!
يا امروز تو ابرار اقتصادي بخش کامپيوتر خبري نوشته بود در مورد مصاحبه با حامدبنايي که گفته "بايد رو وبلاگهاي فارسي کنترل بشه چون صلاح نيست در مورد بعضي چيزهه در کشور نوشته بشه!" يکي نيست بگه همه دارن مارو خفه ميکنن تو ديگه خفه!
آدم زور مياد بهش! موسيقي که پر حرفم که نزنيم دودم که بخوريم شکايتمون که به جايي نميرسه هيچکس مسئول هيچي نيست ما مسئول همه کاري هستيم هر کاري خلافِ هيچ کاري بي معني نيس همه کارها بي نتيجه‌س همه بي کارن !
آخه مگه من چه گناهي کردم! من چه کاره بيدم!
امروز تو تجريش پسره به دختره ميگه "برو خونه!" دختره هم ميگه نميرم پسره ميگه بهت ميگم برو خونه دختره هم راهشو کج ميکنه ميره راست راه خودش و ميگه نميرم (البته قيافه مظلومش فراموش نشه، قيافه مستئصل پره هم همينطور) رفتم و برگشم از مقصودبيک داشتم ميرفتم پايين يه دختره تو مبايلش داد ميزنه که "تو نميدوني نبايد زنگ بزني ؟تونميدوني که من گفتم زنگ نزن؟تو نميدوني که زنگ زدنت براي من دردسر درست ميکنه؟" داد ميزد از حرص سرخ شده بود.
به خودم گفتم "اين چه شهريه آخه چرا همش اين شکلي شده؟!"
باز خوبه دوتا رفيق باحال داريم که ميگيم و ميخنديم وگرنه دق مرگ ميشدم!
از يه طرف ديگه 120000سرباز ريختن تو خليج فارس ميخوان بريزن سرمون بعد اينجا يه مشت احمق دارن دعوا ميکنن معلوم نيست لاشخورا سر چي دعوا ميکنن شده مثل آخر کلاسها تو دانشگاه که ديگه نه دانشجو مفهمه استاد چي ميگه نه استاد خودش ميفهمه چي ميگه! حالا اين حکومت هم ميزنه تو سر و کله خودش ما هم نميفهميم اينها دردشون چيه؟ پول ندارن دسترسي به منابع مملکت ندارن دستشون تو دود کردن سرمايه‌ها باز نيس نفت ندارن بفروشن آدم کم دارن صادر کنن فحش کم ميدن معلوم نيس زبون بسته ها چي ميخوان از جون ما.



Comments: Post a Comment



<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?